لغت نامه دهخدا
ازجاء. [ اِ ] ( ع مص ) راندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). پیش راندن. نرم راندن ( منتهی الارب )، چنانکه باد ابر راو گاو گوساله خود را: الریح تزجی السحاب و البقر تزجی ولدها؛ ای تسوقه. || بسر بردن: ازجی به العیش؛ بسر برد با او زندگانی را. ( منتهی الارب ).