«بَقَر» در لغت به معنای اسم جنس برای «گاو» است و نُه بار در قرآن کریم به کار رفته است. درباره واژه «بقره» که مؤنث آن محسوب میشود، میان لغتدانان و مفسران اختلاف نظر وجود دارد. گروهی از منابع کهن لغت همچون «قاموس» و «صحاح» و نیز «لغتنامه دهخدا» بر این باورند که «بقره» به گاو نر و ماده هر دو اطلاق میشود و «تاء» در پایان آن برای بیان وحدت و یکدانه بودن است، نه برای تأنیث. در مقابل، جمعی دیگر از مفسران همچون صاحب «مجمع البیان»، راغب اصفهانی و «تفسیر مراغی» «تاء» را برای تأنیث دانسته و معتقدند «بقره» به معنای گاو ماده است و برای گاو نر از واژه «ثور» استفاده میشود. این گروه به مواردی چون آیه هفت گاو فربه (سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ) استناد میکنند که جمع بقره، «بقرات» آمده و بر مؤنث بودن آن تأکید دارد. کاربرد این واژه در قرآن عمدتاً به دو داستان مشهور اشاره دارد: نخست ماجرای گاو بنیاسرائیل در سوره بقره که سبب نامگذاری این سوره شده است و دوم خواب پادشاه مصر درباره هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر در داستان حضرت یوسف (ع).
داستان گاو بنیاسرائیل که در آیات ۶۷ تا ۷۳ سوره بقره نقل شده، از عبرتآموزترین قصص قرآن به شمار میرود. جریان از آنجا آغاز شد که مردی در میان بنیاسرائیل به قتل رسید و در میان قبایل درباره قاتل او اختلاف و نزاع سختی پدید آمد. قوم برای رفع این معما به حضرت موسی (ع) مراجعه کردند و او از خداوند دستور یافت که به آنان بگوید: «خداوند به شما فرمان میدهد مادهگاوی را ذبح کنید». اما بنیاسرائیل به جای اطاعت فوری، با ناباوری و بیادبی گفتند: «آیا ما را مسخره کردهای؟» موسی (ع) در پاسخ فرمود: «به خدا پناه میبرم که از جاهلان باشم». اگر آنان هر گاوی را ذبح میکردند، کارشان گشوده میشد، اما با سؤالات پیاپی و بهانهجویی بر خود سخت گرفتند و خداوند نیز بر آنان سخت گرفت.