مشک بیزی

لغت نامه دهخدا

مشک بیزی. [ م ُ / م ِ ] ( حامص مرکب ) مشک افشانی و عطرپاشی. مشک بیختن و خوشبوی ساختن چیزی را:
ز سنبل کرد بر گل مشک بیزی
ز نرگس برسمن سیماب ریزی.نظامی.

فرهنگ فارسی

مشک افشانی و عطر پاشی.

جمله سازی با مشک بیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز در فشانی ابر و ز مشک بیزی باد حقیقت است که آن جوهریست وین عطار

💡 زین صفت کانفاس خواجو مشک بیزی می کند عود اگر در طبله ی عطار نبود گو مباش

💡 چین زلف مشک بیزی کو، که از تحریک او زخم کافر نعمتم ایمان به ناسور آورد

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز