ازجاء

لغت نامه دهخدا

ازجاء. [ اِ ] ( ع مص ) راندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). پیش راندن. نرم راندن ( منتهی الارب )، چنانکه باد ابر راو گاو گوساله خود را: الریح تزجی السحاب و البقر تزجی ولدها؛ ای تسوقه. || بسر بردن: ازجی به العیش؛ بسر برد با او زندگانی را. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با ازجاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چی چیز است، آن چنان بود: که امیری را برادر بود یا کسی که ازجاء آید لشکر پذیره می‌فرستد، و نزلها و عطا می‌فرستد تا در خانه آید چون در سرای آمد در فراز کند هنوز کس خبر ندارد چه خبر دارند کی چون «است» و خود چنین است، که ازان خبر دارد؟ حق باحق در رسید، و قال و قیلها ببرید.

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز