لغت نامه دهخدا
اختلافات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اختلاف.
اختلافات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اختلاف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز اختلافات نمود دهر احول بین مشو هست دیبا یک بساط و نقش دیبا مختلف
💡 و آن که خواهد که منجم شود از روی کتاب اختلافات پدید آورد اندر ایام
💡 اکثریت قریب به اتفاق بلوچها، تا اواخر سدهٔ نوزدهم، در داخل مرزهای سرزمین ایران میزیستند، ولی با تشدید رقابت بین انگلستان و روسیه بر سر افزایش دامنهٔ قدرت و نفوذ خود در منطقهٔ خاورمیانه و ایجاد اختلافات و برخوردهای قومی و تغییر مرزها، محلّ سکونتشان بین کشورهای ایران، هند (بعدها پاکستان و افغانستان) تقسیم شد.
💡 انصارو (به عربی: جماعة أنصار المسلمين في بلاد السودان) نام گروهیست متشکل از پیکارجویان سلفی کشور سودان و نیجریه که در سال ۲۰۱۲ پس از بروز اختلافات، از بوکو حرام جدا شدند. رهبر آن خالد البرنوی از فرماندهان سابق گروه بوکو حرام میباشد.
💡 در مقایسه با سایر جرگهها تأثیر محدودی دارد. این جرگهها از گذشتههای دور تاکنون در سراسر افغانستان وجود داشته و عملیترین شیوه اداره سنتی، در دِه و محله بهشمار میرود. جرگههای محلی معمولاً در موارد کمآبی، خشکسالی و برای حل اختلافات محلی به وجود میآید.
💡 و اطبای حاذق دل را در معالجه دل اختلافات است هر کس بنوعی در معالجه شروع کردهاند ولیکن هیچ از قانون قرآن قدم بیرون ننهادهاند بعضی در تهذیب و تبدیل اخلاق کوشیدهاند و صفتی از صفات نفسانی را که صفات ذمیمه است بضد آن معالجه کردهاند تا آن صفت را حمیده کنند. که گفتهاند: «العلاج باضدادها».