لغت نامه دهخدا
اخترشماری. [ اَ ت َ ش ُ ] ( حامص مرکب ) عمل اخترشمار. || بشب بیدار بودن. شب بیداری. بیخوابی شب.
اخترشماری. [ اَ ت َ ش ُ ] ( حامص مرکب ) عمل اخترشمار. || بشب بیدار بودن. شب بیداری. بیخوابی شب.
۱ - عمل اختر شمار. ۲ - بشب بیدار بودن شب بیداری بیخوابی شب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند در اختر شماری صرف سازی نقد عمر؟ از دم عقرب گره تا کی به دندان وا کنی؟