استخوان سفید

لغت نامه دهخدا

استخوان سفید. [اُ ت ُ خوا / خا ن ِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )کنایه از روز است. ( آنندراج از فرهنگ سکندرنامه ).

فرهنگ فارسی

کنایه از روز است

جمله سازی با استخوان سفید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از زخم تیرتست مرا استخوان سفید مت کشته توایم و ازین به نشانه نیست

💡 گر در ره وفا نکنیم استخوان سفید پس وای بر خجالت روی سیاه ماست

💡 از بس که دیده در ره تیر تو دوختیم چون استخوان سفید شد از انتظار مغز

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز