اخلاق دینی، شاخهای مهم از علوم انسانی به شمار میآید که بررسی نظامهای اخلاقی جوامع بشری را بدون توجه به سایر نهادهای اجتماعی امکانپذیر نمیسازد. این نظامها معمولاً با زمینههای بنیادی خود، به ویژه دین، پیوندی مستحکم دارند و نمیتوان آنها را بهصورت مجزا و مستقل از این بسترها مورد مطالعه قرار داد. نظامهای اخلاقی برای آن که در سطح جامعه پذیرفته شوند و بهصورت فراگیر اجرا گردند، نیازمند ارائه تعریفی روشن و ملموس از نیکبختی و سعادت، و نیز نهادن ضمانت اجرای احکام خود بر آن مبنا هستند؛ از این رو در طول تاریخ، دین نقش مهمی در تثبیت و فراگیری این نظامها ایفا کرده است.
در جوامع اسلامی، این پیوند میان اخلاق و دین بهقدری عمیق است که تصویر اخلاق بدون توجه به دین تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. با این حال، هنگام بررسی آغاز شکلگیری نظام اخلاقی در این جوامع، باید توجه داشت که نقش دین بیشتر اصلاحگرانه و بازسازنده بوده و نه ویرانکننده. مقایسه میان نظام اخلاقی ارائهشده در قرآن کریم و سنت نبوی با نظام اخلاقی حاکم در عرب پیش از اسلام نشان میدهد که بسیاری از دستورهای اخلاقی اسلام، تأیید همان دستورات پسندیده پیشین بوده است. تنها در مواردی که ضرورت ایجاب میکرد، عناصر تازهای جایگزین شده و یا برخی از عناصر پیشین اصلاح گردیدهاند. فقیهان اسلامی نیز در زمینه احکام فقهی، بهویژه در مسائل اجتماعی و غیرعبادی، همین دیدگاه را مطرح کرده و احکامی را که استمرار یافتهاند، «احکام امضایی» و احکامی را که نوآورانه و تأسیسی هستند، «احکام تأسیسی» نام نهادهاند.
از سوی دیگر، یکی از اساسیترین کاستیهای نظام اخلاقی عرب پیش از اسلام، فقدان ضمانت اجرای مطمئن ناشی از ضعف ریشههای دینی و محدودیت بسیاری از دستورهای اخلاقی به دایره قبیلهای بود. ظهور اسلام این کاستیها را جبران کرده و تحول بنیادینی در نظام اخلاقی جزیره العرب پدید آورد. مهمترین دستاورد این تحول، فراهم آوردن ضامن اجرای مستحکم برای دستورهای اخلاقی و فراگیر کردن مخاطب آنها فراتر از مرزهای قبیلهای بود، بهگونهای که اخلاق و رفتار انسانی، در سطح کل جامعه اسلامی مشمول ضمانت اجرا گردید و محدودیتهای پیشین از میان رفت.