لغت نامه دهخدا
انجامیده. [ اَدَ / دِ ] ( ن مف ) بپایان رسیده. انجام شده. منجرشده.
انجامیده. [ اَدَ / دِ ] ( ن مف ) بپایان رسیده. انجام شده. منجرشده.
به پایان رسیده ٠ انجام شده ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جکسون در سال ۱۹۸۸ یکمین و تنها خود زندگینامهاش بهنام مونواک را منتشر کرد. تکمیل این کتاب چهار سال به طول انجامیده بود و تا به امروز ۲۰۰ هزار نسخه از آن به فروش رسیده است.
💡 در ساخت این برنامه با یک روش میانرشتهای، به تاریخ علم و اختراعات بشری پرداخته شده و نشان دادند که چگونه این اکتشافات و دستاوردهای علمی، یکی پس از دیگری و در کنار وقایع تاریخی، به پیشرفت تکنولوژی در جامعه مدرن کنونی انجامیده است.
💡 بین سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲، به دلیل یک بحران سیاسی، احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام فدرال میرفت، اما بیثباتی سیاسی ناشی از تغییر احزاب یا ائتلاف اعضای پارلمان، همراه با پیامدهای همه گیر کووید-۱۹، به استعفای دو نخستوزیر و فروپاشی دولتهای ائتلافی مربوط از زمان انتخابات قبلی در سال ۲۰۱۸ انجامیدهاست.
💡 هلمند یکی از ناآرامترین ولایتهای افغانستان است، و نیروهای ایساف انگلیس درگیریهای شدید بیسابقهای را با شورشیان در سراسر این ولایت تجربه کردهاند. تجارت تریاک هم به بیثباتی بیشتر منطقه لشکرگاه انجامیده است.
💡 دولت معین یکی از قدیمیترین دولتهای عربی است که در یمن ايجاد گرديده است، و آغاز این دولت تقریباً از سال ۱۳۰۰ پیش از میلاد تا انقراض آن در سال ۶۳۰ پیش از میلاد به طول انجامیده است.