الحاج

لغت نامه دهخدا

الحاج. [ اِ] ( ع مص ) مضطر و ناچار کردن. واداشتن. مجبور کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). تلجئه. اِلجاء. مضطرکردن کسی را بسوی دیگری. ( اقرب الموارد ). الحجه الیه الحاجاً؛ مضطر کرد او را بسوی وی. ( منتهی الارب ).
الحاج. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ لُحج. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به لحج شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
حجج (۳۳ بار)

جمله سازی با الحاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دبیرکل حزب از ۱۹۴۱ تا زمان اعدامش در ۱۹۴۹ یوسف سلمان یوسف، (ت. ۱۹۰۱) از اولین کمونیست‌های عراق بود. از ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۳ عزیز الحاج (کرد فیلی) دبیرکل حزب بود، پس از وی مجید موسی جانشین وی شد.

💡 و بهر حال منظور از سقايت در اين آيه معناى مصدرى آن (آب دادن ) است، و قرار گرفتن(سقايه الحاج ) در مقابل (عمارة المسجد) نيز مويد هميناحتمال است، چون در دومى بطور قطع، مقصود معناى مصدرى عمارت است، كه همان كارتعمير است.

💡 به این گروه نمایندگانی از دیرالزور بعداً اضافه شد که آنان فاضل عبود، محمود نوری الفتیح و ابراهیم الحاج حسین بودند.

💡 انسی الحاج (به عربی: أنسی الحاج؛ ۲۷ ژوئیه ۱۹۳۷–۱۸ فوریه ۲۰۱۴) یک شاعر، روزنامه‌نگار و مترجم اهل لبنان بود. او پسر روزنامه‌نگار و مترجم لوئیس الحاج و ماری اکی از کاتولی جزین (در جنوب لبنان) بود.

💡 سلطان سر حسام‌الدین عالم شاه الحاج ابن سلطان علاءالدین سلیمان شاه (جاوی: سلطان حسام الدین عالم شاه الحاج ابن المرحوم سلطان علاءالدین سلیمان شاه؛ ۱۳ مه ۱۸۹۸–۱ سپتامبر ۱۹۶۰) دومین یانگ دی پرتوان آگونگ مالایا از ۱۴ آوریل تا ۱ سپتامبر ۱۹۶۰، و ششمین سلطان سلانگور بین سال‌های ۱۹۳۸–۱۹۴۲ و ۱۹۴۵–۱۹۶۰ بود.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز