لغت نامه دهخدا
ترش گفتن. [ ت ُ / ت ُ رُگ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سخن ناخوش آیند گفتن:
ور کست شیرین بگوید یا ترش
بر لب انگشتی نهی یعنی خمش.مولوی.
ترش گفتن. [ ت ُ / ت ُ رُگ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سخن ناخوش آیند گفتن:
ور کست شیرین بگوید یا ترش
بر لب انگشتی نهی یعنی خمش.مولوی.
سخن ناخوش آیند گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر وقت سحر، غنچه ی سیراب ز شبنم شوید جهت گفتن نام تو دهان را
💡 کی توان گفتن که شد ملک شهنشه بینظام کی توان گفتن که شد دین پیمبر بیقوام
💡 مرد خراسانى گفت:(قربانت گردم ! سوگند به خدا، مرا از سخن گفتن به زبانفارسى باز نداشت جز اينكه گمان كردم شما زبان فارسى را خوب نمى دانيد).
💡 قطع گفتن کن که خاموشی درین صف واعظست ترک دانش کن که نادانی درین ره مقتداست
💡 - نماز وتر يك ركعت است، و كافى است در قنوت سه بار تسبيح گفتن (11).
💡 آرى راهى براى سخن گفتن خداوند با بندگان جز اين سه راه نيست (چرا كه او بلند مقامو حكيم است ) (انه على حكيم ).