لغت نامه دهخدا
افرازان. [ اَ ] ( ق ) در حال افراختن. ( یادداشت مؤلف ).
افرازان. [ اَ ] ( ق ) در حال افراختن. ( یادداشت مؤلف ).
در حال افراختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزاران گردن افرازان سر برکرده از هر سوی که تا او از سر صیدی، کمندی اندر اندازد
💡 تو خرامان و گردن افرازان نِقره اندر قفای تو تازان
💡 گردن افرازان که دایم لاف سرداری زنند می کشند از بهر پای انداز اسبت بار سر
💡 مدام از نشاه توحید مستند سر افرازان سر مست الستند
💡 سر ما را تو گر بگیری از خاک سر افرازان جان را سرور آئیم
💡 سر افرازان چو شاپور و رفیدا در آن کشور به نام نیک پیدا