ابطن

لغت نامه دهخدا

ابطن. [ اَ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ بطن. شکمها.
ابطن. [ اَ طَ ] ( ع اِ ) رگ بازوی اسب.

جمله سازی با ابطن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و قال الضحاک هو الذی اول الاول و اخّر الآخر و اظهر الظاهر و ابطن الباطن.

💡 شاعر در اشعار خود تلاش کرده است تا معنای عمیق و پنهان پیام را در کلمات ابطن کند تا تنها مخاطبان تیزبین بتوانند آن را درک کنند.

💡 او سعی کرد تمام احساسات تلخ و غم‌های پنهان خود را در اعماق قلبش ابطن نماید تا دیگران متوجه شکست‌های بزرگ او نشوند.

💡 برخی از رازهای تاریخی را باید در لایه‌های مختلف نوشته‌های قدیمی ابطن کرد تا از دست افراد ناشی و ناآگاه در طول زمان پنهان بماند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران