ابای

لغت نامه دهخدا

ابای. [ اَ ] ( اِ ) کفل پوش چهارپای.

فرهنگ فارسی

امتناع، سرباز دن، بازایستادن ازکاری، خودداری وسرپیچی کردن
کفل پوش چهار پای

فرهنگ اسم ها

اسم: آبای (پسر) (ترکی) (تلفظ: abay) (فارسی: آبای) (انگلیسی: abay)
معنی: قهر، غضب، خشم، روشنی

دانشنامه عمومی

آبای (جمهوری آلتای). آبای ( به لاتین: Abay ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در جمهوری آلتای واقع شده است.
ابای ( به اسپانیایی: Abaí ) در پاراگوئه با جمعیت ۳٬۵۸۶ نفر است که در caazapá واقع شده است.

جمله سازی با ابای

💡 زین ابای بی نمک دستت میالا تا شوی بر سر خوان ابیت عند ربی میهمان

💡 مغز سران کدوی خشک اشک یلان زرشک تر زین دو به تیغ چون نمک پخته ابای معرکه

💡 ای بی‌نمک به هجران خوش کن به وصل عیشم دانی مزه ندارد بی‌تو ابای دنیی

💡 کجا خواهند شد، ای گوهر یکتا بهمتایت دگر ز ابای علوی، امهات سفلی آبستن

💡 دیگ توام خوشی دهم چونک ابای خوش پزی ور ترشی پزی ز من هم ترشی برآوری