لغت نامه دهخدا
باد خوش. [ دِخوَ / خُش ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نسیم. ( دهار ) ( دستور اللغه ) ( زمخشری ). طَلّة. طِلا. ( منتهی الارب ).
باد خوش. [ دِخوَ / خُش ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نسیم. ( دهار ) ( دستور اللغه ) ( زمخشری ). طَلّة. طِلا. ( منتهی الارب ).
نسیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدانم من چو باشد باد خوش بوی که شاد و تندرستست آن پری روی
💡 چو آب صافی ز ابر و چو باد خوش ز یمن چو درناب ز بحر و چو زر پاک ز کان
💡 در گوش من باد خوش مژدهای داد زان سرو آزاد قم فاسقنیها
💡 ای باد خوش که از چمن عشق میرسی بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
💡 میرود از باد خوشتر ابلق لیل و نهار روز و شب یک گردش چشم سیاهی بیش نیست