لغت نامه دهخدا
اهاجی. [ اَ ی ی ] ( ع اِ ) ج ِ اُهجیّة. یعنی آنچه بدان هجو کنند از شعر و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): به استهزا و سخریت اغانی و اهاجی گفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
اهاجی. [ اَ ی ی ] ( ع اِ ) ج ِ اُهجیّة. یعنی آنچه بدان هجو کنند از شعر و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): به استهزا و سخریت اغانی و اهاجی گفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمت را چون جایز آمد نیره صد رهت خوشتر اهاجی از نعوت
💡 «ملا حیرتی مردی زیبا و خوشگذران و همواره قلندرانه میزیسته. وی در همه باب شعر گفته اما در منقبت بسیار کوشیده است. در اوایل جوانی بسیار لاابالی و بی قید بود و اهاجی بین او وحید قمی مشهور است.»