قلندرانه

لغت نامه دهخدا

قلندرانه. [ ق َ ل َ دَ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) باحال، باسمت، با چگونگی قلندری.

فرهنگ عمید

به روش قلندران، مانند قلندران.

جمله سازی با قلندرانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر خیز تا کیشم بر سم قلندری جام قلندرانه ز صهبای حیدری

💡 دو گام باشد اگر ره قلندرانه روی باین دو گام برون از وجوب و امکان باش

💡 برآن سرم که چو گُل برکشد زچهره نقاب قلندرانه کنم خرقه رهن بادۀ ناب

💡 من نیز قلندرانه در دادم تن هر دو به خرابات گرفتیم وطن

💡 ز برون در گذشتم ز درون خانه گفتم سخنی نگفته ئی را چه قلندرانه گفتم

💡 تو را که پینه پا کفش بوده مجنون‌وار قلندرانه هم از گیسوان کلاهت بس

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز