انجمن گاه

لغت نامه دهخدا

انجمن گاه. [ اَ ج ُ م َ ] ( اِ مرکب ) موضعی که در آن انجمن واقع شود. بزمگاه. مجلس گاه. ( از آنندراج ). محل انجمن وکنکاش. ( ناظم الاطباء ). محفل. ( زمخشری ):
به بیعت درین انجمن گاه بود
ز احوال پیشینه آگاه بود.نظامی ( از آنندراج ).همه همگروهه براه آمدند
سوی انجمن گاه شاه آمدند.نظامی.در آن انجمن گاه انجم شکوه
که جمع آمد از هفت کشور گروه.نظامی.

فرهنگ فارسی

موضعی که در آن انجمن واقع شود بزمگاه ٠ مجلس گاه ٠

جمله سازی با انجمن گاه

💡 به بیعت در آن انجمن گاه بود ز احوال پیشینه آگاه بود

💡 یک انجمن کوچک اما پر رونق از برنامه نویسان و طراحان زبان‌های محرمانه در اینترنت موجود است. این انجمن گاه‌وبیگاه فعال می‌شود و گفتگوهای آن‌ها مربوط به مباحث تورینگ کامل بودن زبان‌ها و میزان سختی دیداری کردن مفاهیم ریاضی در زبان‌های برنامه‌نویسی است.

💡 بصیف و شتا انجم تیز گرد گهی گرم کرد انجمن گاه سرد

اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز