امیدوار گردانیدن

مترادف‌ها

امیدوار کردن، دلگرم کردن، امید دادن

متضادها

ناامید کردن، مأیوس کردن

لغت نامه دهخدا

امیدوار گردانیدن. [ اُمیدْ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) ترجیه. ( دهار ). امید دادن. امیدوار کردن: و دیگر مناسب حال ارباب همت نیست یکی را امیدوار گردانیدن و باز بنومیدی خسته کردن. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

ترجیه. امید دادن. امیدوار کردن

جمله سازی با امیدوار گردانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از وزرای ناصح گفت ای خداوند مصلحت آن بینم که چنین کسان را وجه کفاف به تفاریق مجری دارند تا در نفقه اسراف نکنند امّا آنچه فرمودی از زجر و منع مناسب حال ارباب همت نیست یکی را به لطف امیدوار گردانیدن و باز به نومیدی خسته کردن

کلمات مرتبط