الوک
لغت نامه دهخدا
الوک. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) پیغام. ( مهذب الاسماء ). رسالت. ( اقرب الموارد ). نامه و خبر و پیغام. ( آنندراج ). اَلوکَة. ( اقرب الموارد ): هذا علوج صدق و الوک صدق. ( نشوءاللغة العربیة ص 20 ). || قاصد و ایلچی و رسول. ( آنندراج ). پیغامبر. عَلوج.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - پروانه. ۲ - پیغام.
جمله سازی با الوک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انواع گیاهان دارویی مانند: آویشن، کلپوره، درمنه، گلدر، شیرین بیان، زیره، پنیرباد و … و درختانی مانند بنه، کسور (بنه کابلی)، بادام کوهی یا الوک، داز، انجیر کوهی و… در طبیعت این روستا وجود دارد.
💡 در سال ۲۰۱۳، زینالدین زیدان به همراه وکیلش در دادگاه استیناف پاریس حاضر شد و در آنجا از بازیگر کریستوف الوک که در مصاحبهای با مجله اسپورت مگ در ژانویه ۲۰۱۱ اظهارات توهین آمیزی زیدان کرده بود، شکایت کرد. این بازیگر سپس گفت که «شوکه شده و صدمه دیده است». این بازیگر پس از تبرئه در دادگاه، سرانجام در دادگاه تجدید نظر به ۵۰۰۰ یورو غرامت به دلیل توهین به زینالدین زیدان محکوم شد.