الوحی

لغت نامه دهخدا

الوحی. [ اَل ْ وَ حا ] ( ع صوت ) بشتاب. شتاب کن. گاهی هم بتکرار گویند یعنی الوحی الوحی یا الوحاک الوحاک. رجوع به اقرب الموارد ذیل وحی شود.

فرهنگ فارسی

بشتاب شتاب کن

جمله سازی با الوحی

💡 و قیل: ما تبصرون ما اظهر اللَّه للملائکة و اللّوح و القلم و ما لا تبصرون ما استأثر اللَّه بعلمه فلم یطلع علیه احدا. و قال جعفر: بما تبصرون من صنعی فی ملکی و ما لا تبصرون من برّی باولیایی. و قال جنید: بما تبصرون من آثار الرّسالة و الوحی علی حبیبی محمد.

💡 کاتب الوحی گل به آب حیات بر شقایق به خون نوشته برات

💡 تحریر رساله الولایه شمس الوحی تبریزی سید محمدحسین طباطبایی کتابی از عبدالله جوادی آملی است که در سال ۱۳۹۴ منتشر و در مراسم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان کتاب برگزیده معرفی شد.

💡 أبرزت أسری بنات الوحی ربات الخدور حسر احُری الصدور

💡 أَ أُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنا یعنی أ أنزل علیه الکتاب و الوحی من بیننا و کیف خصّ بالنبوة من بیننا، بَلْ هُوَ کَذَّابٌ فیما یدّعیه أَشِرٌ ای بطر متکبّر یرید ان یتعظّم علینا بادّعائه النبوة من بیننا.