لغت نامه دهخدا
افسانه ساز. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه قصه می گوید و سرگذشت می گوید. افسانه سنج. افسانه سگال. ( ناظم الاطباء ). سازنده افسانه و ترتیب دهنده آن. رجوع به افسانه شود.
افسانه ساز. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه قصه می گوید و سرگذشت می گوید. افسانه سنج. افسانه سگال. ( ناظم الاطباء ). سازنده افسانه و ترتیب دهنده آن. رجوع به افسانه شود.
آنکه قصه می گوید و سرگذشت می گوید افسانه سنج. افسانه سگال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون شب فراز آید افسانه ساز آید
💡 از اینرو دکلمه بوی فروردین یکی از دکلمههای آلبوم افسانه ساز نی در فیلم آورده شدهاست. متن شعر دکلمه اثر محمدرضا شفیعی کدکنی است.
💡 صبحم و در پردهٔ شب زندگانی می کنم بینفس خوابیدهاست افسانه ساز هستیام