لغت نامه دهخدا
اغفر. [ اَ ف َ ] ( ع ن تف ) پوشاننده تر. ( آنندراج ). || ( ص ) بردارنده ریم و چرک. و منه؛ اصبغ ثوبک فانه اغفرللوسخ؛ ای احمل له. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). چرکتاب. چرتاب. ( یادداشت مؤلف ).
اغفر. [ اَ ف َ ] ( ع ن تف ) پوشاننده تر. ( آنندراج ). || ( ص ) بردارنده ریم و چرک. و منه؛ اصبغ ثوبک فانه اغفرللوسخ؛ ای احمل له. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). چرکتاب. چرتاب. ( یادداشت مؤلف ).
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
غفر (۲۳۴ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدم قبول کرد و دگر توبه تازه کرد از روی عجز و گفت که اغفر ذنوبنا
💡 کتبت لیبقی الذکر امم بعدی فیاذا الجلال اغفر لکاتبه السعدی
💡 نالد ز سر سوزکه یا بضعتی اغفر موید ز در عجز که یا مهجتی ارحم