لغت نامه دهخدا
اسیرگیر.[ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه برده فروشی کند. ( آنندراج ).
اسیرگیر.[ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه برده فروشی کند. ( آنندراج ).
آنکه برده فروشی کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود را قتیل و اهل حرم را اسیر گیر پندار خود که بر صف قوم دغا زدی