لغت نامه دهخدا
اذنی. [ اُ ذُ نی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به اُذُن. || شخص بزرگ گوش.
اذنی. [ اَ ذَ ] ( ص نسبی ) منسوب به اَذَنَة، از مشاهیر بلدان ساحل شام قرب طرسوس وجماعتی از علماء از آن جای برخاسته اند. ( سمعانی ).
اذنی. [ اُ ذُ نی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به اُذُن. || شخص بزرگ گوش.
اذنی. [ اَ ذَ ] ( ص نسبی ) منسوب به اَذَنَة، از مشاهیر بلدان ساحل شام قرب طرسوس وجماعتی از علماء از آن جای برخاسته اند. ( سمعانی ).
شخص بزرگ گوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک شرح آن بخود دادن خطاست گر بود اذنی از آن حضرت رواست
💡 دوم اذنی بگیری تا ز شیراز روم جائی که نامش را ندانی
💡 گرچه ناصح را بود صد داعیه پند را اذنی بباید واعیه