ادب خانه

لغت نامه دهخدا

ادب خانه. [ اَ دَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) دبستان. مکتب. || مقعدة. طهارت گاه. مذهب. مرفق. خلا. خَلاء. مِرحاض. مبال. مستراح. بیت الخلاء.خلاجای. بیت التخلیه. کابینه. آبدست جای. حاجتگاه. حاجت خانه. نهانخانه. مَخبرَه. وضوگاه. مَخرَءَة. آبخانه. مبرز. قدمگاه. تشت خانه. بیت الفراغ. حَش. کنیف. متوضا. جائی. سَرِ آب. رجوع به متوضا شود:
چند پاس ادب کسی دارد
انجمن نیست این ادب خانه.سلیم ( از آنندراج ).بمتابعت لغت نامه ها آورده شد و معنی شعر مفهوم ما نیست.

فرهنگ عمید

۱. [منسوخ] دبستان، مکتب، مدرسه.
۲. [قدیمی] مستراح.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دبستان مکتب. ۲ - طهارت گاه خ مبال مستراح کابینه حاجت گاه آبخانه.

جمله سازی با ادب خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو در طهارت وسواس می کنی و ترا ز وسوسه چو ادب خانه کرده دیو رجیم

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز