باراندوز

لغت نامه دهخدا

باراندوز. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه شهرستان ارومیه که در 18هزارگزی جنوب ارومیه و 5500 گزی باختر شوسه ارومیه بمهاباد در جلگه واقع است. هوایش معتدل و دارای 426 تن سکنه میباشد. آبش از باراندوزچای و محصولش غلات، انگور، توتون، چغندر، حبوبات، برنج و شغل مردمش زراعت و صنایع دستی اهالی جوراب بافی است و راهش ارابه رو می باشد. دبستان دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
باراندوز. [ اَ ] ( اِخ ) نام رودی که از کوه سرحدی جمال الدین سرچشمه گرفته بطرف شمال جاری میشود و از قریه باراندوز گذشته از ماشقان بطرف مشرق رفته شعبه ای از باغ شیرِنی ضمیمه آن شده در جیران وارد دریاچه ارومیه میشود.

فرهنگ فارسی

دهی از رضائیه

جمله سازی با باراندوز

💡 حسوکندی(به کردی;حه سو که ندی)روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران است. این روستا در مرکز دهستان باراندوز قرار دارد و به دلیل امکانات بسیار و موقعیت خوب آن بخش عمده ای از نیاز های منطقه را برطرف میکند.

💡 این روستا در دهستان باراندوز قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیّت آن ۲۰۰ نفر (۵۲ خانوار)

💡 این روستا در دهستان باراندوز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۸ نفر (۶۴خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان باراندوز قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیّت آن ۳۸۸۸ نفر (۸۷۲ خانوار)

💡 رودخانه باراندوز زمین‌های کشاورزی ۱۰۲ روستا و آبادی را آبیاری کرده و مازاد آب در قسمت سفلی به مصرف کشت برنج می‌رسد.

💡 این روستا در دهستان باراندوز قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیّت آن ۱۶۹ نفر (۲۹ خانوار)

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز