باب باب
لغت نامه دهخدا
باب باب. ( ق مرکب ) بخش بخش. قسمت قسمت. فصل فصل: طاهر باب باب بازمیراندو بازمی نمود تا هزارهزار درم بیرون آمد که ابوسعید را هست و شانزده هزارهزار درم است که بر وی حاصل است و هیچ جای پیدا نیست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 125 ).
جمله سازی با باب باب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز ذوق غنچه لعل تو فصل فصل ترست گذشتهام همهجا باب باب خنده گل
💡 داستان کهنه شستی باب باب فکر را روشن کن از ام الکتاب