واژه «ایران خدای» به صورت یک اصطلاح تاریخی و ادبی به پادشاه ایران اطلاق میشود و در منابع کهن فارسی به کار رفته است. این عبارت در لغتنامهها بهعنوان مرکبی برای اشاره به حاکم یا پادشاه ایران ثبت شده است و نشاندهنده مقام سلطنت و قدرت حاکم بر سرزمین ایران است. در متون ادبی، از جمله شاهنامه، «ایران خدای» به معنای شخصی است که بر ایران فرمان میراند و دارای جایگاه عالی و اقتدار است. به عبارت دیگر، این واژه ترکیبی از دو بخش «ایران» و «خدای» است که با هم به معنای «پادشاه ایران» یا «سلطان ایران» معنا میشوند. کاربرد آن هم در اشعار و متون تاریخی برای توصیف بزرگی، شأن و جایگاه حکمرانان ایران بوده است و ضمن انتقال مفهوم سلطنت، جنبه ادبی و استعاری نیز دارد. در واقع «ایران خدای» نه تنها به مقام سیاسی اشاره دارد، بلکه جایگاه والای اجتماعی و نماد اقتدار و حکومت را نیز بیان میکند. این اصطلاح بهویژه در اشعار حماسی، وصف شجاعت، خرد و قدرت پادشاهان ایرانی دیده میشود و در فرهنگ فارسی با بار معنایی احترامآمیز و تشریفاتی همراه است.
ایران خدای
لغت نامه دهخدا
ایران خدای. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) پادشاه ایران. ( فرهنگ فارسی معین ):
سران را که بد هوش و فرهنگ و رای
مر او را چه خواندند ایران خدای.فردوسی.
فرهنگ فارسی
پادشاه ایران، ( ایران خدا ی ) ( اسم ) پادشاه ایران.
جمله سازی با ایران خدای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بترس ای جهان جوی ایران خدای که بعد از تو خیزند مردم به پای