ایذا
لغت نامه دهخدا
ایذا. ( ع اِ ) رنج و آزار و عذاب و زحمت و جور و ستم و جفا و تصدیع و آزردگی و محنت. ( ناظم الاطباء ). ایذاء:
زبان درنهندش به ایذا چو تیغ
که بدبخت زر دارد از خود دریغ.سعدی.بسمع رضا مشنو ایذای کس.سعدی.که مگریکی از غلامان او بدو ایذائی و زحمتی رسانیده است. ( تاریخ قم ص 249 ). رجوع به ایذاء شود.
فرهنگ عمید
اذیت کردن، آزار رساندن، رنج دادن: به سمع رضا مشنو ایذای کس / وگر گفته آید به غورش برس (سعدی۳: ۳۲۰ ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) آزردن آزار دادن اذیت کردن رنج دادن.
جمله سازی با ایذا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر دشمنم ایذا کند و دوست ملامت من فارغم از هر چه بگویند که هستم
💡 یاد کن که چه بوده ای در اصل و چه خواهی شد بعد از مرگ، و هیچ کس را ایذا مکن که کارهای عالم در معرض تغیر و زوال است؛ بدبخت آن کس بود که از تذکر عاقبت غافل بود و از زلت بازنایستد.
💡 همچو دندان بهر ایذا وصل و هجرشان یکیست گر همه یکساله میآیند و گر صدسالهاند
💡 حلم تو در راه دین بار احد برداشته وز تنومندی ننالیده به ایذا ساخته
💡 فشار ایذا و اذّیت، منجر شد که ازلیها بیش از بهاییان به فعالیت زیرزمینی روی بیاورند و تظاهر کنند که مسلمان هستند. این پنهانکاری به حدی رسید که برخی در کسوت ملایی، به عنوان علمای اسلام، وعاظ و آموزگاران و غیره درآمدند.
💡 ملک گفت: از تو دور و درست. گفت: *از دو تن دوری باید گزید: یکی آنکه نیکی و بدی یکسان پندارد و عقاب عقبی را انکار آرَد، و دیگر آنکه چشم را از نظر حرام و گوش را از سماع و فحش و غیبت و فرج را از ناشایست، و دل را از اندیشه حرص و حسد و ایذا باز نتواند داشت.