اکراس
لغت نامه دهخدا
اکراس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ کِرس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). ج ِ کرس، به معنی خانه های مردم مجتمع و فراهم آمده و درهم پیوسته. ( آنندراج ). و رجوع به کرس شود.
اکراس. [ اِ ] ( ع مص ) با کرس شدن ستور. || در کرس درآوردن بزغالگان را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || سرگین پر شدن خانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). پر شدن خانه از سرگین. ( ناظم الاطباء ). سرگین و بول فراهم آمدن در سرای و درغیر آن. ( تاج المصادر بیهقی ). سرگین و بول با هم آمدن در سرای یعنی بر هم نشستن. ( دهار ). || به سرگین آلوده شدن چهارپایان. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
با کرس شدن ستور یا در کرس در آوردن بزغالگان را.
جمله سازی با اکراس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دو جنس نر و مادهٔ اکراسهای سیاه شبیه به هم هستند. این پرندگانِ بزرگجثه منقاری دراز دارند که رو به پایین خمیده شده است. سر پرنده سیاهرنگ بوده و تنها بخشی از پرهای پشت سر به رنگ سرخ لاکی است. ناحیهای نیز در نزدیکی شانههای پرنده دارای پرهایی سفیدرنگ است.
💡 در فصل بارش که از مه تا اکتبر به طول میانجامد، ارتفاع آب در بخشی از یانوس به یک متر میرسد. در این زمان، بیشهزارها و علفزارها به تالاب تبدیل میشود و این آبگرفتگی موجب منحصر به فرد شدن حیات وحش آن میشود. این منطقه دارای حدود هفتاد گونه پرنده آبزی از جمله اکراس آجری است.
💡 اکراسهای سیاه به اندازهٔ بیشتر دیگر گونههای اکراسها وابسته به آب نیستند اما با این وجود میتوان آنها را در کنار دریاچهها، باتلاقها، بستر رودخانهها و زمینهای کشاورزی آبیاریشده مشاهده نمود. این پرندگان گروهدوست بوده و معمولاً در دستجات کوچک در کنارهٔ زمینهای مرطوب به جستجوی غذا میپردازند.
💡 تنها زیستگاه و محل زاد و ولد اردک کرکری در جهان این تالاب است و پرندگانی چون گیلانشاه خالدار و اکراس آفریقایی نیز از نمونههای بسیار کمیابی است که در این منطقه یافت میشود.
💡 این دریاچه با داشتن بیش از یکصد جزیره کوچک صخرهای محل توقف پرندگان مهاجر از جمله فلامینگو، پلیکان، کفچهنوک، اکراس، لکلک، اردک پیسه، نوکخنجری٬