اژدها دوش
لغت نامه دهخدا
اژدهادوش. [ اَ دَ ها ] ( اِخ ) لقبی که ضحاک را داده اند بدان جهت که از دوش او دو مار رسته بود:
بدید او [ کاوه ] چو بدعهد ضحاک را
چنان اژدهادوش ناپاک را.فردوسی.نخواهیم بر گاه ضحاک را
مر آن اژدهادوش ناپاک را.فردوسی.رجوع به اژدها و دوش اژدها شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه اژدها بر کتف خود دارد. ۲ - لقبی است برای ضحاک.
جمله سازی با اژدها دوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برانداخت آین ضحاک را چنان اژدها دوش ناپاک را