تریع

لغت نامه دهخدا

تریع. [ ت ُ ] ( ع ص ) خود را در کارهای بزرگ اندازنده، نعت است از تَرَع مصدر. ( از منتهی الارب ). کسی که خود رادر کارهای بزرگ اندازد. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تریع. [ ت َر ی ی ُ ] ( ع مص ) درنگ کردن و توقف نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مکث و توقف. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ) ( ازتاج العروس از عباب ). مکث و درنگ یا توقف. ( از متن اللغة ) ( از تاج العروس از لسان ). درنگ کردن و ایستادن. ( شرح قاموس ). || نمایان شدن و ناپدید شدن سراب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( از تاج العروس ). || سرگشته گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحیر. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( تاج العروس ). || فراهم آمدن قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اجتماع قوم. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( از تاج العروس ). || جنبیدن و درخشیدن روغن بر سر طعام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جاری شدن چربی و روغن در طعام هنگامی که مقدار زیادی در غذا ریخته شود. ( از اقرب الموارد ). || جاری شدن آب. || دست پر برکت و بخشنده داشتن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

جمله سازی با تریع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تریعات (به عربی: تریعات) یک شهرداری در الجزایر است که در استان عنابه واقع شده‌است. تریعات ۶٬۰۷۶ نفر جمعیت دارد.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز