کاوانیدن تصویر معنی کاوانیدن لغت نامه دهخدا کاوانیدن. [ دَ ] ( مص ) کاویدن فرمودن. کاویدن کنانیدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کاویدن شود. فرهنگ فارسی کاویدن فرمودن کلمات مرتبط در کندن گزارش محتوای نامناسب