لغت نامه دهخدا
اویه. [ ] ( مغولی، اِ ) کاشانه. ( آنندراج ازفرهنگ وصاف ). اما محتمل است که اوبه ( اُبه ) باشد.
اویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) وجود شخصی. ( ناظم الاطباء ).
اویه. [ ] ( مغولی، اِ ) کاشانه. ( آنندراج ازفرهنگ وصاف ). اما محتمل است که اوبه ( اُبه ) باشد.
اویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) وجود شخصی. ( ناظم الاطباء ).
وجود شخصی
شهر اویه ( به فرانسوی: Houyet ) در شهرستان دینان ( بلژیک ) در استان نمور در منطقه فدرال والوون در کشور بلژیک واقع شده است.
اویه (شیلی). اُوَیِه ( به اسپانیایی: Ovalle ) یک شهرستان در شیلی است که در استان لیماری واقع شده است. اویه ۳٬۸۳۴٫۵ کیلومترمربع مساحت و ۱۰۳٬۷۳۴ نفر جمعیت دارد و ۲۱۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده.
شهر آلمریا خواهرخواندهٔ اویه ( شیلی ) هست.
💡 سرزمین هئتومنت در کیش ایرانیان باستان از جایگاهی قدسی و الوهی برخوردار بود و آن را سرزمینی میدانستند که منجیان نو کننده دنیا از آنجا ظهور خواهند کرد. در اوستا از هیرمند به عنوان رودخانه ای یاد شده است که فرکیانی در آن قرار دارد نام اوستایی دریاچه هامون «کنس اویه یا «کنسو» بود، و در پهلوی و پازند «کیانسه» یا کیانسه و در فارسی به گونه «کانفسه» آمده است.