اوباشته

لغت نامه دهخدا

اوباشته. [ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از اوباشتن. ( یادداشت مؤلف ). بلعکرده:
سراسر شکم هستش انباشته
ز بس گونه گون هرکس اوباشته.( گرشاسب نامه ).بسی گوهر و زر بد اوباشته
همه سینه اش عنبرافراشته.( گرشاسب نامه ).رجوع به اوباشتن شود.

فرهنگ عمید

انباشته.

جمله سازی با اوباشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسی گوهر و زر بُد اوباشته همه سینش از عنبر انباشته

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز