لغت نامه دهخدا
اهیس. [ اَهَْ ی َ ] ( ع ص ) مرد دلیر. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بی باک. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). || شتر دلیر که بچیزی نترسد و منقبض نگردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
اهیس. [ اَهَْ ی َ ] ( ع ص ) مرد دلیر. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بی باک. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). || شتر دلیر که بچیزی نترسد و منقبض نگردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
مرد دلیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدر بالا خاتون شیخ ادبعلی بود که رهنمای عثمان بود و سرانجام او را با شمشیر غازی بست. و بعد ها عثمان یکم در پیشگاه ادبعلی خواب دولتی را می بیند. و این خواب، که منجر به پایه گذاری یک دولت شد. و بعد ها، دختر ادبعلی رابعه بالا خاتون با عثمان یکم ازدواج می کند. و ثمر این ازدواج، سرانجام این شد که همه شیوخ اهیس تحت کنترل عثمانی قرار گرفتند. این ازدواج تأثیر عمده ای بر پایه گذاری و توسعه بیلیک عثمانی داشت.