لغت نامه دهخدا
اهورامزد. [ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به اهورامزدا شود.
اهورامزد. [ اَ م َ ] ( اِخ ) رجوع به اهورامزدا شود.
اسم: اهورامزد (پسر) (فارسی) (تلفظ: ahoramazd) (فارسی: اهورامزد) (انگلیسی: ahoramazd)
معنی: هرمز، نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل پنجم؛ آتش فرزند اهورامزد است. مرد گناهكار نزد موبد توبه كند و او، ثلثگناه او را بريزد. اگر كسى در ميان جمع خوابيده باشد و بميرد، بقيه افراد نجس مىباشند. و اگر كسى در ميان گروهى از گله گوسفند و... بميرد، تا هشت گوسفند نجساست و اگر ساير سگان باشند، افراد كمترى را نجس مى كنند.