لغت نامه دهخدا
اندوهان. [ اَ ] ( اِ ) جمع اندوه برخلاف قیاس. ( آنندراج ): السلام علیک یا مذهب الاحزان؛ سلام بر تو ای برنده اندوهان. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ج 3 ص 163 ).
اندوهان. [ اَ ] ( اِ ) جمع اندوه برخلاف قیاس. ( آنندراج ): السلام علیک یا مذهب الاحزان؛ سلام بر تو ای برنده اندوهان. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ج 3 ص 163 ).
جمع اندوه بر خلاف قیاس: اسلام علیک یا مذهب الاحزان سلام بر تو ای برنده اندوهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا ز تیغ تو بدخواه جفت اندوهان چنانکه از کف تو یار لهو نیکو خواه
💡 ز سعی و حشمتت بادا به شادی و به اندوهان ولی بر گاه چون رستم عدو در چاه چون بیژن
💡 وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ کَأَنْ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ روز قیامت مؤمن از پس شادی و امن و راحت که بیند، بودن خویش در دنیا و در برزخ چنان فراموش کند که پندارد که یک ساعت بیش نبودست و کافر از اندوه و بیم و نومیدی که باو رسد و بیند چنان داند که در دنیا و برزخ یک ساعت بیش نبودست مؤمن در شادی همه اندوهان فراموش کند و کافر در غم همه شادیها فراموش کند.
💡 سرکشی کردند و زمانه به اندوهان و سختیها دچارشان ساخت
💡 بار اندوهان من گردون کجا داند کشید خاصه چون فریادم از بیداد بر گردون شود