اندر خورند
مترادفها
مناسب هستند، شایسته هستند
لغت نامه دهخدا
اندرخورند. [ اَ دَ خوَ / خ ُ رَ ] ( نف مرکب ) لایق و سزاوار و زیبا. ( برهان قاطع ) ( هفت قلزم ). اندرخور. ( از ناظم الاطباء ). لایق و سزاوار. ( آنندراج ):
اگر بهمتش اندرخورند بودی جای
جهانش مجلس بودی سپهر شادروان.قطران ( از انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
لایق و سزاوار و زیبا اندرخور. لایق و سزاوار.
جمله سازی با اندر خورند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یک جایگه هر دو اندر خورند کی هر دو اصیل اند و هم گوهرند
💡 کی با یکدیگر هر دو اندر خورند کی هر دو ز یک اصل و یک گوهرند