طوار
لغت نامه دهخدا
طوار. [ طُ ] ( ع اِ ) حد هر چیزی. || مقدار. ( منتهی الارب ).
طوار. [ طَ ] ( ع اِ ) حد و نهایت چیزی. مساوی آن چیز. || طَوار الدار و طِوار الدار؛ درازی و فراخی سرای. ( منتهی الارب ). فراخی و درازی خانه. ( منتخب اللغات ). || گرداگرد سرای. ( مهذب الاسماء ). || مادینه از جوارح طیور ( در بازیاری ).
فرهنگ فارسی
طوار الدار و طوار الدار درازی و فراخی خانه.
جمله سازی با طوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اذا كان يوم الجمعة كان على كل باب من ابواب المسجد ملئكة يكتبونالاول فالاول فاذا جلس الامام طوار الصحف و جاءوا يستمعون الذكر