طوری

لغت نامه دهخدا

طؤری. [ طُءْ ری ی ] ( ع اِ ) طؤوی. گویند: ما بالدار طؤری؛ نیست در خانه کسی. ( منتهی الارب ). رجوع به طؤوی شود.
طوری. [ ری ی ] ( ع ص، اِ ) وحشی از مردم و مرغ و کبوتر. ( منتهی الارب ). وحشی. ( مهذب الاسماء ). اسم طیور وحشی است و حمام را نیز گویند. ( فهرست مخزن الادویه ). رمیدگی و وحشت. ( برهان ) ( آنندراج ).
طوری. ( اِ ) توری. قسمی پارچه. || لیف. || کیسه مانندی کوچک شبیه طور که در برخی از چراغها که با نفت سوزد بکار رود.

فرهنگ فارسی

قسمی پارچه یا لیف یا طوری باف

جمله سازی با طوری

💡 در آوریل ۲۰۰۵ ریلاینس ۲٬۱۲ مجوز اکتشاف گاز و نفت را، از دولت مرکزی هند اخذ نمود، به طوری که درحال‌حاضر، شرکت ریلاینس دارای ۱۴ مجوز برای اکتشاف دریایی، به وسعت ۱۰۰ هزار کیلومترمربع می‌باشد، که بخشی از آن‌ها فعالیت‌های اجرایی مناطق نفت و گاز را شامل می‌گردد.

💡 باش آن طوری که هستی در نظرها آشکار همچو شیطان جامهٔ تلبیس را در بر مکن

💡 محیط‌های برنامه‌سازی بصری جدید عمدتاً زنجیرهٔ ابزار را طوری درون خود پیاده‌سازی کرده‌اند که برنامه‌نویس نیازی به درگیر شدن با جزئیات مربوط به آن را ندارد.

💡 طوری است دیر ما که در او جلوه کرده است حسنی که صد کلیم ز ایمان بر آمده

💡 در نما و پوشش این بند از آجرهای قرمز رنگ استفاده شده است. دیوار سد دارای حالت نیم دایره و شبیه سدهای هلالی با فرورفتگی بسیار کم می‌باشد. به طوری که اگر از نزدیک به مصالح درون بند نگاه کنید، متوجه ساروج و سنگ‌های به کار رفته در آن می‌شوید.

💡 جناب عشق بسی عالی است موسی همتی باید که نتوان بر چنان طوری شدن بی همت والا

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز