اند خوار

مترادف‌ها

خوار شده، ذلیل، پست

متضادها

سربلند، عزیز، مقتدر

لغت نامه دهخدا

اندخوار. [ اَ خوا / خا ] ( اِ ) بست و قلعه و شهر و پناه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اندخواره شود.

فرهنگ فارسی

بست و قلعه و شهر و پناه

جمله سازی با اند خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 که جدا شو از این گروه حسود که ز جهل اند خوار و کور و کبود

💡 اگر نه لاله و گل گشته اند خوار و خجل ز شرم آنکه بدیدند مست در چمنش

💡 او پس از سال‌ها تلاش بی‌وقفه، در نهایت با موفقیت‌های بزرگ خود، دشمنانی را که قصد تخریب او را داشتند، اند خوار ساخت.

💡 سخنرانی پرشور و منطقی آن سیاستمدار باعث شد تا مخالفان او در برابر حقیقتِ موجود، کاملاً اند خوار و بی‌دفاع به نظر برسند.

💡 با تکیه بر دانش و قدرت علمی خود، دانشمندان توانستند با ایده‌های نو، تمام شک و تردیدهای منتقدان را به کلی اند خوار کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران