لغت نامه دهخدا
انجم دل. [اَ ج ُ م ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ستارگانی که از دل برآیند، ظاهراً کنایه از اشک است:
هست پستان کرم خشک و من از انجم دل
فتح باب از پی پستان بخراسان یابم.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 296 ).
انجم دل. [اَ ج ُ م ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ستارگانی که از دل برآیند، ظاهراً کنایه از اشک است:
هست پستان کرم خشک و من از انجم دل
فتح باب از پی پستان بخراسان یابم.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 296 ).
ستارگانی که از دل بر آیند ظاهرا کنایه از اشک است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هست پستان کرم خشک و من از انجم دل فتح باب از پی پستان به خراسان یابم
💡 حریمش آفتاب و ماه و انجم دل آدم در نگشادهٔ او