«انتقال کردن» به معنای جابهجا کردن یا منتقل ساختن چیزی از یک مکان، وضعیت یا شخص به مکان، وضعیت یا شخص دیگر است. انتقال کردن میتواند شامل جابهجایی اشیاء فیزیکی، مانند انتقال کالا یا وسایل، از مکانی به مکان دیگر باشد. در معنای غیرمادی، این واژه برای انتقال مفاهیم، اطلاعات، احساسات، دانش یا تجربه از فردی به فرد دیگر به کار میرود. در علوم و فناوری، انتقال کردن نقش مهمی دارد؛ مانند انتقال انرژی، دادهها، صدا یا تصویر از یک منبع به گیرنده. این عمل معمولاً نیازمند ابزار، روش یا مسیر مشخصی است تا انتقال به صورت صحیح و مؤثر انجام شود. انتقال کردن میتواند آگاهانه و برنامهریزیشده یا گاهی ناخواسته و غیرمستقیم صورت گیرد، بسته به شرایط و نوع انتقال.
انتقال کردن
لغت نامه دهخدا
انتقال کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جابجا شدن. منتقل شدن:
پس این مملکت را نباشد زوال
ز ملکی بملکی کند انتقال.( بوستان ).|| از جایی بجایی رفتن. || مردن. درگذشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اصطلاح اداری ) کارمندی را از وزارتخانه، اداره یا دایره ای، بوزارتخانه، اداره یا دایره دیگر فرستادن. ( فرهنگ فارسی معین ). انتقال دادن. منتقل کردن.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) از جایی بجایی رفتن. ۲ - مردن در گذشتن. ۳ - ( مصدر ) کارمندی را از وزارتخانه اداره یا دایره ای بوزارتخانه اداره یا دایر. دیگر فرستادن.
جمله سازی با انتقال کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بدانید که سفر بر دو قسمت است سفری بود بر تن و آن از جائی بجائی انتقال کردن بود و سفری بود به دل و آن از صفتی بدیگر صفتی گشتن بود، هزاران بینی که به تن سفر کند و اندکی بود آنک به دل سفر کند.