انتفال
مترادفها
انتقال، جابجایی
متضادها
ثبات، ماندگاری
لغت نامه دهخدا
انتفال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) جُستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). طلب کردن. ( از اقرب الموارد ). || بیزار شدن از چیزی و دور گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تبری جستن از چیزی و دور شدن از آن. ( از اقرب الموارد ). از چیزی بیزاری کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || نماز نفل گزاردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نماز نوافل گزاردن. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
جستن. یا بیزار شدن از چیزی و دور گردیدن. از چیزی بیزازی کردن.
جمله سازی با انتفال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تندیسی از جنس بتن مسلح به ارتفاع دو متر و ۲۰ سانتیمتر و قاعده یک متر که طی سه ماه به وسیلهٔ علی رجبیمقدم با الهام از تندیس فردوسی در آرامگاه وی در توس ساخته شدهاست. این تندیس با پشتیبانی مؤسسه فرهنگی هنری فرهنگسرای فردوسی در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۸۵ در محوطه دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد نصب شد. این تندیس هماکنون به نزدیکی درب شمالی و در مجاورت سردرب اصلی این دانشگاه انتفال یافتهاست.
💡 در این نوع از سطوح با استفاده از انحنا در سطح پارچه نیروها به دو سمت سطح انتفال پیدا میکند. این نوع از سطوح سالهای زیادی است به عنوان سطوح باربر خیمههای موقت نیز کاربرد دارد. در این فرم تمامی بارها به سمت لبه پایینی و بالایی رویه انتقال پیدا کرده و در نهایت از طریق اتصال به زمین یا ستونهای میانی رویه مهار میشود.