انبا

لغت نامه دهخدا

انبا. [ اَم ْ ] ( اِ )پدر مرشد در نصرانیت. ( اعجمی ) ( از اقرب الموارد ).
انبا. [ اَم ْ ]( اِ ) همان عنباست و آن میوه درختی است هندی. درخت آن باندازه درخت گردو و ساق و برگش به ساق و برگ درخت گردو شبیه است. فقط در چین و هند می روید. انبا مانند بادام بزرگ عقابیه و برخی از آن مانند سیب مستدیر است. ( از تذکره داود انطاکی ص 62 ) ( از مفردات ابن البیطار ج 3 ص 153، ذیل عنبا ). و رجوع به عنبا شود.

فرهنگ عمید

خبر دادن، آگاه ساختن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع نبا خبرها آگاهیها داستانها.
همان عنبا است و آن میوه درختی است هندی. درخت آن به اندازه درخت گردو و ساق و برگش به ساق و برگ درخت گردو شبیه است فقط در چین و هند می روید.

جمله سازی با انبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حصن و قلعه و حصار، انبا خون باز دژ دان و همچنین او را

💡 جواهرها کز آن کس نیست واقف در انبا و علوم و هم معارف

💡 نگاهش را خراجی کشور ناز ز مژگانش بلا با فتنه انبا ز

💡 در سیستان و بلوچستان و همچنین در استان هرمزگان در شهرستان‌های میناب، رودان، بندرعباس و جاسک کشت شده‌است. قدمت کشت این درخت در استان هرمزگان بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ سال می‌رسد که این درختان در باغ‌های شهرستان میناب یافت می‌شوند. انبه همچنین در استان کرمان در شهرستان‌های جیرفت و کهنوج کشت گردیده‌است. در گویش محلی استان هرمزگان به انبه، انبا می‌گویند.[نیازمند منبع]

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز