امر کردن
مترادفها
دستور دادن، فرمان دادن، حکم کردن
متضادها
نهی کردن، منع کردن
لغت نامه دهخدا
امر کردن. [ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دستور دادن. فرمودن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دستور دادن فرمودن.
جمله سازی با امر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمله قران امر و نهیست و وعید امر کردن سنگ مرمر را کی دید
💡 ورنه بهتر را سجود دونتری امر کردن هیچ نبود در خوری
💡 ز تو امر کردن دلیری ز ما ستادن ز تو قلعه گیری ز ما