الغیاث کنان

لغت نامه دهخدا

الغیاث کنان. [ اَ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال دادرسی خواستن. در حال دادخواهی و پناه خواستن:
شد پیش شاه شفیع آورید خضر
خضر آمد الغیاث کنان از زبان آب.خاقانی.

فرهنگ فارسی

در حال دادرسی خواستن. در حال داد خواهی و پناه خواستن.

جمله سازی با الغیاث کنان

💡 شد آب پیش شاه و شفیع آورید خضر خضر آمد الغیاث کنان از زبان آب

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گجه یعنی چه؟
گجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز