لغت نامه دهخدا
الجار ثم الدار. [ اَ رُ ث ُم ْ مَدْ دا ] ( ع جمله اسمیه ) ( مثل ) نخست همسایه را بشناس سپس خانه بخر. نظیرالرفیق ثم الطریق. رجوع به مجمع الامثال شود.
الجار ثم الدار. [ اَ رُ ث ُم ْ مَدْ دا ] ( ع جمله اسمیه ) ( مثل ) نخست همسایه را بشناس سپس خانه بخر. نظیرالرفیق ثم الطریق. رجوع به مجمع الامثال شود.
نخست همسایه را بشناس سپس خانه بخر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصطفی الجار ثم الدار گفت جمله ذرات از این شد جار عشق
💡 پس تو هم الجار ثم الدار گو گر دلی داری برو دلدار جو